محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
17
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
و تشويق مىكند و ديگر علوم از اين دسته كه نام برديم فروع و شاخههاى تفصيلى اينها هستند ، و مقصود ما از اصول علوم ؛ چيزهايى است كه بر آنها علوم ديگرى پايهگذارى مىشوند كه فروع محسوب مىشوند و بر سهگونه تصور مىگردند : 26 / 2 نخست آنكه احكام دومى ( فروع ) نتايج پيوستگى و انضمام قواعد اولى باشد ، يعنى كبرى نسبت به صغرى حصولش آسان و هموار باشد ، مانند تفريع فقه از اصول و مجسطى از هندسه . 27 / 2 دوم آنكه دومى جزو اولى باشد و از جهت توجه به آن مستقلا جدا شده باشد ، مانند جدا شدن فرايض و واجبات از فقه ، و سرمهكشى از پزشكى ، و علم شمار اسماء ( حق تعالى ) از همين علم ( كه در بحث آن هستيم ) . 28 / 2 سوم اين كه موضوع دومى اخص ( از موضوع اول ) باشد ، مانند موضوع طبيعى كه جسم باشد ؛ و آن از جهتى كه تغيير پذير است از موضوع الهى است كه عبارت از موجود از آن روى كه موجود است - البته طبق نظريهاى - و به بالاتر از همه ؛ علم اخير الهى است كه ما در صدد ( شرح آن ) به وجوهى كه خواهد آمد هستيم ، زيرا اصول آن در معرفت به حقايق تفصيلى الهى و كونى - حتى به حقايقى كه مقصود خدا و رسولش در قرآن و حديث است - سودمند است ، چون در وجود گزيرى از آن نيست ، زيرا موضوع آن اعم و فرا گيرندهترين موضوعات است . 29 / 2 و سپس ( گوييم : ) اين علم بر تمام علوم شرافت و برترى دارد به وجوهى چند : از جمله : برترى موضوع علم آن بر تمام علوم ؛ و آن حق متعال است ، و ديگر علو مرتبهء مبادى آن است ، كه عبارت از اسماء اولين او و استوارى برهان آن است ، و اين همان كشف صريح و روشن و ذوق صحيح ؛ همراه با مساعدت عقل نظرى در تمام مراحل است ، زيرا هيچ تناقض و ضدّيت در حجت و برهانش نيست ، اگر چه از درك آن تصور و انديشهء بشرى پوشيده باشد . و از جمله : احاطه به متعلّقات آن است ، چون هيچ حقيقتى نيست جز آنكه محاط ؛ و در حيطه او است . أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ ، يعنى : آگاه باشيد كه او به تمام اشيا احاطه دارد ( 54 - فصلت ) يعنى از جهت علم و وجود ، قدرت و اراده ، ظاهر و باطن .